چین وارد سازمان ملل شد، نقش خود را در تجارت

بین الملل بسط داد و نفع بیشتری در طر حهای بین المللی یافت. امروز، رهبران چین قدردان

مشروعیت تعبیه شده در موسسات منصف و قوانین عادلانه و فرایندهای تصمیم گیری و نیز انعطاف

پذیری نظمی هستند که به چین اجازه اعمال نفوذ را می دهد. با این حال، رهبران چین از چیزی

که آن را مزیت های بی تناسبی می نامند که ایالا ت متحده از موسسات موجود دریافت می دارد

ناراحتند. چینی ها همچنین در برابر هنجارها، موسسات و تصمیمات بین المللی که آنها را به منزله

امتیاز کشورهای غربی می نگرند مقاومت می کنند و تهدید می کنند که به حاکمیت ملی اهمیت

می دهند که مطلوب چین و بسیاری از کشورهای در حال توسعه است.

،» حامی نظم بین المللی است « بطور کلی، وقتی مقام های چینی اصرار   می کنند که این کشور

و حمایت این WTO ، بطور خاص به مشارکت چین در سازما نهای مستقری مانند سازمان ملل

کشور از بسیاری از قوانین و معاهدات بین المللی اشاره می کنند. در مقایسه، رهبران و متفکران

ایدئولوژی « چین منتقد هنجارها و ارز شهای لیبرالی هستند که پشتیبان نظم بی نالمللی به منزله

محقق در موسسه چینی روابط بین الملل معاصر در وزارت ،» نیو شین چون 1 « . غربی است » سیاسی

بطور موفقیت آمیزی در نظام اقتصادی بین المللی « توضیح داد که چین ،)CICIR( امنیت دولت 2

اشاره کرد. او ایدئولوژی » دشوار یهای روزافزونِ این ادغام سیاسی و ایدئولوژیکی « اما به » ادغام شده

سیاسیِ مدافع نظم بین المللی را ایدئولوژی غربی توصیف می کند که مطابقت زیادی با نیازهای

با آنچه » هژمونی « قدر تهای در حال ظهور ندارد. به عنوان مثال، او آنچه را ترجیح غرب برای

به » سرمایه داری « می نامید و نیز ترجیح » موازنه قوا « ترجیح کشورهای غیرغربی برای

و دیگر رو شهای » اقتدارگرایی « با » دموکراسی « و دیگر الگوهای اقتصادی و » سوسیالیسم «

با انعکاس یک سوء ظن گسترده در تفسیر رسان ههای » نیو « . حکمرانی را مورد مقایسه قرار داد

این کشور » حل ساختن چین و مهار « چینی و نوشته های آکادمیک، ایالا ت متحده را به تلاش برای

» تم « از طریق ایدئولوژی سیاسی غربی اش متهم می کند. در این زمینه کلی، ما مجموعه ای

گسترده را در اظهارات رسمی چین در خصوص نظم بین المللی می یابیم.

 

حمایت از موسساتی که به نفوذ چین کمک م یکنند

 

اول، رهبران چین حمایت خود از آن دسته از موسسات بین الملل یای را ابراز می کنند که به

نفوذ چشمگیر چین یاری می رسانند یا لااقل، به نفوذی کمک می کنند که برابر با نفوذ دیگر

کشورها باشد. برای مثال، در سازمان ملل، به چین به عنوان یکی از پنج عضو دائم شورای امنیت

)WTO( حق وتو اعطا شده که این حق را گاه به گاه به اجرا در می آورد. در سازمان تجارت جهانی

تمام اعضا از جمله چین حقی برابر داشته و از توانایی آغاز فرایند حل مناقشات برخوردارند. در

نهادها و موسساتی که چین نفوذ کمتری دارد، رهبران این کشور خواهان این می شوند که قدرت

تصمیم گیری از نو توزیع شود تا اینکه چین هم در تعیین مسیر تحولات صدایش شنیده شود. برای

واحد پول این کشور، به عنوان یکی از ،» رنمینبی 1 « مثال، سال هاست چین خواستار این بود که

صندوق بین المللی پول گنجانده شود. در » حق برداشت مخصوص 2 « ارزهای ذخیره بین المللی در

سال 2016 ، پس از رعایت استانداردهای صندوق بین المللی پول، رنمینبی به اولین ارزی تبدیل

افزوده می شد. آنجا که اصلاحات نهادین SDR شد که در 15 سال پیش از آن تاریخ به فهرست

هم راستا با منافع چین نبوده یا بعید به نظرمی رسیده است، این کشور شروع به ساخت نهادها و

موسسات بین المللی و منطقه ای کرده که در آنها این کشور نقشی برجسته داشته است. این به ویژه

این کشور ]یعنی نزدیکترین مناطق جغرافیایی به سرزمین چین یا » فوری « در منطقه جغرافیایی

مصداق دارد، جایی که چین موسسات و نهادهایی مانند سازمان همکاری »خارج نزدیک « همان

انجمنی امنیت محور با همکاری روسیه و کشورهای آسیای مرکزی - و بانک - )SCO( شانگهای

منطقه ،)ASEAN( سرمایه گذاری زیرساختی آسیا، انجمن چینی کشورهای جنوب شرق آسیا

غیره را ایجاد کرده است. در این نهادها و موسسات، رهبران چین نفوذ )CAFTA( تجارت آزاد

فراوانی بر تعیین دستور کارها دارند که به شکل قابل قبول تری می تواند آنها را قادر سازد تا از این

نهادها و موسسات برای دستیابی به اهداف ملی خود استفاده کنند.

تلاش چین برای کسب نفوذ و جایگاه از طریق مشارکتش در نظم بی نالمللی مولفه مهمی

استدلال » آن کِنت 3 « است که ترجیحات و اولویت های این کشور را شکل می دهد. محققی به نام

بطور کلی، چین اکنون ترجیح می دهد که به عنوان بخشی از توافق و اجماع جهانی « می کند که

این دیدگاه بازتاب استدلال این .» نگریسته شود تا به عنوان کشوری خرابکار در هارمونی بین المللی

مجموعه تحلیلی ]یعنی همین مطالبی که پیش رو دارید[ در مورد ارزش نظم چند جانبه ای به

رسمیت شناخته شده کلی است: این رویکرد به استانداردی هنجاری و قاعده مند تبدیل شد که

در برابر آن اقدامات دولتی مورد قضاوت قرار می گیرد. لااقل، تاکنون و به رو شهای قدرتمندی تا

همین سال 2017 ، دولت چین میل خود به جست و جوی نفوذ و جایگاه را با جلوه دادن خود به

عنوان رهبر مسئولیت پذیرِ نظم چند جانبه به بیرون مخابره کرده تا اینکه مثلا خود را قدرتی

یک جانبه نگر جلوه دهد که می تواند اتفاقات را دیکته کند و ملاحظات، قواعد و هنجارهای چندجانبه

را نادیده بگیرد.

تمایزی که چین ترسیم می کند میان یک نظم چندقطبی )مثلا، نظمی که در آن کشورهای

غیرغربی وزنی برابرتر در تعیین هنجارها و تصمیمات در نهادها و موسسات بین المللی دارند( و نظم

فعلی است که در قاموس چینی ها نظمی تک قطبی است که به نفع آمریکا و متحدانش است. یکی

از دلایلی که رهبران چین برای اصلاح نمایندگی در چارچوب موسسات بین المللی موجود ارائه

می دهند باورشان به این است که توزیع قدرت جهانی به دلیل بازارهای نوظهور و ظهور کشورهای

در حال توسعه در حال تغییر است. با این حال، اصول چینی هم تناقضات خاص خود را دارد. برای

مثال، چین نشان داده که بی میل است که از نقش گسترده ترِ دیگر کشورهای مهم غیرغربی که

آنها را رقیب می نگرد مانند هند و ژاپن حمایت کند. در سال 2005 ، چین- در کنار ایالات متحده-

پیشنهاد بسیط کردن شورای امنیت سازمان ملل با افزودن 6 عضو دائمی از جمله ژاپن، آلمان، هند

و برزیل )حامیان این پیشنهاد( را وتو کرد. در حالی که چین مدافع نسخ های از چندقطبی نگری

است که از برتری و استیلای آمریکا بکاهد اما انتظار دارد که درجاتی از استیلا و برتری منطقه ای

را نیز برای خود به دست آورد تا به این ترتیب، نسخه ای چینی محور و به شدت محدود از نظم

چندقطبی - لااقل در آسیا- را شکل دهد. 

منبع : کتاب معمای چین 

گرد آوری و ترجمه :محمد حسین باقی