در واقع وقتی ما یک سوال را با "چرا" شروع میکنیم مغز دنبال جواب در تجربیات گذشته میگردد.

به عنوان نمونه:
"چرا فلان اتفاق افتاد؟
چرا فلان حکومت سقوط کرد؟
چرا در فلان آزمون قبول نشدم؟
چرا من آدم موفقی نیستم؟
چرا اینقدر فقیرم؟
چرا مردم اینقدر بی‌تفاوت و ظلم‌پذیر هستند؟ و..." جواب تمام این سوالات در گذشته است.

واقعا حرف هوسرل خیلی درست و جالبه. نکته‌ای که متوجه شدم اینه که آدم‌های تاثیرگذار و موفق تاریخ مثل "ولتر، نلسون ماندلا، گاندی، لوترکینگ، جابز، ایلان ماسک و ..." سوالهایشان را با "چرا" نپرسیدن که توانستند دنیای ما را تغییر بدهند.

 آنها سوال‌هایشان را با "چگونه یا چطور" پرسیدند.

_چگونه میتوانم کمپین حقوق بشری موفقی تشکیل بدهیم؟
_چگونه میتوانیم امپراطوری استعماری انگلیس را شکست دهیم؟
_چگونه سیاه‌پوستان به حق و حقوق برابر خواهند رسید؟
_چگونه دنیای بهتری خواهیم داشت؟ و....

حالا سوالی که مطرح میشود این است که "تفاوت سوال‌هایی که با چرا شروع میشوند با سوال‌هایی که با چگونه شروع میشوند در چیست؟"

 در ادامه به این سوال پاسخ میدهم:

همان‌گونه که در بالا اشاره کردم جواب سوال‌هایی که با "چرا" شروع میشوند در گذشته هستند و دلیل و چرایی یک اتفاق و پدیده را بیان می‌کنند 

به عنوان مثال جواب سوال
"چرا من این‌قدر آدم فقیر و بدبختی هستم؟"
از این دست دلایل است:
چون "پدر و مادر من فقیر بودند، خانواده ما پر جمعیت بود، هیچوقت سرمایه کافی برای شروع کار خوبی نداشتم، از بچگی آدم بدشانسی بودم و ....". 

این جوابها در بهترین حالت دلایل درستی برای این فقر ارائه میکنند و در نتیجه من میپذیرم که تا ابد فقیر باشم و به این سرنوشت گردن نهم. 

ولی جواب سوال‌هایی که با "چگونه یا چطور" شروع میشوند
علاوه بر پاسخ چرایی مساله، راهکار عملی برای برون‌رفت یا حقیقت‌بخشی به چیزی را بیان میکنند
و تمام جواب هم در گذشته نیست 

مثلا:
"چگونه میتوانم فقر نباشم؟ 

چگونه میتوانم فلان کار را با موفقیت انجام دهم؟ و ..." 

پاسخ دادن به این سوال‌ها راحت نیست و نیاز به تحقیق و تفکر دارند و هر نتیجه هرچه باشد یک راهکار عملی است که ممکن است درست یا غلط باشد ولی به هر حال یک راهکار است.

متاسفانه ما هرگز یاد نگرفتیم که درست سوال بپرسیم و تقریبا تمام سوالات خودمون را با "چرا" شروع میکنیم. 

چند وقت پیش معلم برادرزاده‌م یه سوال ازشون پرسیده بود و گفته بود درباره‌ش تحقیق کنید: 

"چرا محیط پارک‌های ما پر از آشغال است؟"
برادرزاده‌م کلی جواب در مورد بی‌فرهنگی مردم نوشته بود و از من خواست که جوابها را ببینم درسته یا نه؟ 

مسلما اون معلم قصدش فرهنگسازی بوده ولی آیا اگر سوال را اینجوری می‌پرسید بهتر نبود 

"چگونه محیط پارکهای ما میتواند همیشه تمیز باشد؟"
تا طرز درست فکر کردن را از همان کودکی به بچه‌ها یاد دهیم.

خوشبختانه اون معلم از پیشنهاد من استقبال کرد و خیلی هم خوشحال شد

_مسلما پاسخی که به سوال "چرا نمیتوانیم.....؟" داده میشه  با سوال "چگونه میتوانیم...؟"  خیلی متفاوت است. 

پاسخ اولی در بهترین حالت دلایل ناتوانی و دومی راه‌های توانستن است.

 پاسخ اولی باعث نا امیدی و یاس و دومی پر از انرژی مثبت است.

به بچه هایتان نگویید چرا اینجارو کثیف کردی؟ بگویید چطور میتونی خودت الان اینجارو تمیز کنی؟ 

پدیدارشناسی_ ادموند هوسرل