برعهده داشته باشد.

امروزه اقتصاد ملی جای خود را به اقتصاد جهانی داده است و در این عرصه کشورهایی موفق خواهند بود که فرصت های شغلی را تنها به چارچوب جغرافیایی خود محدود نسازند، بلکه فضای کاری وسیعی به وسعت جهان در ذهن خود داشته باشند. اما واقعا چه ابزار یا وسیل هایی می تواند چنین فضای گسترده ای را فراهم سازد؟ فناوری اطلاعات و در راس آن اینترنت، پاسخ این سؤال را به آسانی داده است. امکانات منحصر به فرد اینترنت، زمینه ساز پیدایش شکل جدیدی از تجارت شد که امروزه به نام تجارت الکترونیک شناخته شده است. انجام تعاملات تجاری به صورت پیوسته و سهولت در پرداخت و دریافت وجوه، سبب ایجاد تحولی شگرف در شکل و ماهیت تجارت شده است. تمامی این امکانات و توانمندی ها به دست توانمند کسانی به وجود آمده اند که فکری خلاق و ذهنی بااستعداد داشتهاند.

اینها کارآفرینان واقعی هستند زیرا نه تنها سبب خوداشتغالی و اشتغال زایی برای مجموعه های انسانی وابسته به خودشان شدهاند، بلکه میلیونها فرصت شغلی را نیز تنها با اتصال به اینترنت برای میلیو نها نفر از ساکنا این کره خاکی، فراهم ساخته اند. بنابراین، از یک سو با فناوری  اطلاعات به عنوان بستر اشتغال زای جهانی روبه رو هستیم و از سوی دیگر با کار آفرینانی مواجه می شویم که هر روز فرصت های جدیدی را برای جویندگان شغل و کار در فضای مجازی ایجاد می کنند. این کارآفرینان طیف وسیعی را از ارائه کنندگان خدمات و محصولات در اینترنت تا برنامه نویسان و متخصصان فناوری اطلاعات در بر می گیرند. بنابراین، اقتصاد دنیای امروز، برپایه نوآوری، خلاقیت و استفاده از دانش به ویژه دانش اطلاعات و ارتباطات استوار است. چنین اقتصادی را اقتصاد مبتنی بر دانش یا اقتصاد دانش محور می نامند. در این باب، از یکسو به تشریح مشارکت فناوری اطلاعات در کسب و کار پرداخته می شود و از سوی دیگر، تعامل دو سویه میان آنها، مورد بررسی قرار می گیرد. در پرتو مباحث مطرح شده، کوشش می شود تصویری روشن از توانمندی های بالقوه و بالفعل این فناوری در ایجاد کمک به فرصت های بهبود کسب و کار ارائه شود.

كارآفرينی چيست ؟
كارآفرينی فرآيند يا مفهومی است كه در طی آن فرد كارآفرين با ايده های نو، خلاق و شناسايی فرصت های جديد با بسيج منابع، به ايجاد كسب و شرکت های نو، سازما نهای جديد و نوآور رشد يابنده، مبادرت مي-ورزد. اين امر توام با پذيرش خطرات است ولی اغلب منجر به معرفی محصول يا ارئه خدمات به جامعه مي-شود. انگيز ههای مختلفی در كارآفرین شدن مؤثر می باشد كه از جمله آنها: نياز به موفقيت، نياز به كسب درآمد و ثروت، نياز به داشتن شهرت و مهمتر از همه نيازمندی به احساس مفيد بودن و استقلا ل طلبی را می توان نام برد.

كارآفرين كيست؟
كارآفرين فردی است كه كنترل درونی دارد. او برای آنكه بتواند درست آنچه را كه می انديشد، عينيت بخشد و عزم خود را عملی كند، بايد رئيس و كارفرمای خود باشد. يعنی كارآفرين نياز به استقلال دارد. ذهن پويای او مرزهای از پيش تعيين شده و قالب های رايج را درهم می شكند و با وجودی كه همان چيزی را می بيند كه ديگران می بينند، اما چيزی را می انديشد كه ديگران نمی انديشند. يعنی كارآفرين خلاق است.
وقتی كه خلاقيت او از ذهن به عمل منتقل می شود، نوآوری صورت می گيرد. نوآوری يعنی پيمودن راه نرفته. كسی كه اولين بار راهی را می پيمايد، او كسی است كه می تواند خبر مخاطرات راه را برای ديگران بياورد. يعنی كارآفرين خطرپذير است. او به جای آنكه منتظر ضمانت يك پايان موفق بماند، به فكر و تلاش خود تكيه می زند، به مشكلات حمله می كند و پيش می رود.
يعنی كارآفرين منفعل نيست و برای استقبال از آينده، روحیه ای تهاجمی دارد. لحظه آغاز تصميم، تنها زمانی نيست كه او با ريسك مخاطره مواجه می شود، ابهام يك پايان نامعلوم، بر هر قدم اين راه سايه می اندازد. يعنی كارآفرين قدرت تحمل ابهام دارد. به استقبال فردا رفتن، آخر ماجرا نيست. كسی كه آگاهانه و پيشاپيش خود را در ميدان مواجهه با مسائل می اندازد، بايد توان سخت كار كردن در شرايط پرتنش را هم داشته باشد.
يعنی كارآفرين با وجود فشار زياد، كارآيی خود را حفظ می كند. همچنين كارآفرين خستگی ناپذير، عمل گرا و فرصت گرا می باشد.

انواع کارآفرینی از دیدگاه جانجا
«جانجا » با توجه به میزان فعالیت کار آفرینی، انواعمختلف کارآفرینی را به پنج دسته تقسیم می کند:
1. کارآفرینی اجرایی
در این نوع کارآفرینی، توسعه تولیدات، فرآیندها و شیوه های جدید یا توسعه موارد موجود، اولویت بالایی دارند و به عنوان سرمایه گذاری جدید میان پرسنل فنی- علمی، مدیران و مجریان محسوب می شوند. مدیریت باید منابع و امکانات را حفظ کند و تکنسین ها باید برای ایده های جدید تلاش نمایند، فرهنگ برای نوآوری، ارزشی به مراتب بالاتر از شرایط بوروکراسی قائل است. کارآفرینی شامل مشخص نمودن کمبودها، کمک و توسعه است.
2. کارآفرینی فرصت طلبانه
این رویکرد بر ارزیابی و گسترش نوآوری های تکنولوژیکی داخلی و خارجی تأکید دارد. وجود یک محصول برتر، نشانه رویکردی فرصت طلبانه در برابر کارآفرینی است.
3. کارآفرینی اکتسابی
در این مورد کارآفرینی، با دیگر شرکت ها انعقاد قرار داد به صورتهمکاری و مشاوره ای با آنها انجام میگیرد تا به دستاوردهای تکنولوژیکی آنها دست یابد.
4. کارآفرینی مقدماتی
در این رویکرد، نوآوری محدود به تقلید یا ایجاد تغییرات ساده در بسته بندی یا طراحی است.
5. کارآفرینی پرورشگاهی
این امر نیازمند ایجاد واحدهای نیمه مستقل در شرکت های موجود برای اندیشیدن، آغاز کردن و تقویت شرکت های جدید است. با توجه به ریسک بالای نوآوری در فعالیت های تجاری، واحدهای نیمه مستقل به کارآفرینی درون سازمانی کمک می کنند.
انواع کارآفرینی از دیدگاه کورنوال و پرلمن
از میان دسته بندی های مختلفی که در خصوص کارآفرینی به عمل آمده است، تقسیم بندی کورنوال و پرلمن کاربردهای بیشتری در حوزه مدیریت دارد:
1. کارآفرینی فردی
تشخيص اينكه كارآفرينان چه كسانی هستند و بايد چه كاری انجام دهند تا كارآفرين ناميده شوند، نقطه ثقل مباحث متعددی بوده است. در حقيقت اكثر افرادی كه كارآفرين ناميده می شوند، خودشان را شايسته اين نام می دانند. يك كارآفرين ايالات مركزی آمريكا كه در برابر گروهی از كارآفرينان آينده سخن می گفت، تا آنجا پيش رفت كه بيان كرد هيچ چيزی به عنوان كارآفرين وجود ندارد. دليل اين امر ريشه در اين تعريف ساده
دارد كه كارآفرينی مفهومی ساده نيست. كارآفرينی مشکلهای بسياری دارد و مشخص كردن اين امر كه وظيفه يك كارآفرين چيست، واقعا دشوار است. مخترعان، وكلا، تجار، آموزش دهندگان و پزشكان، همه می توانند كارآفرين باشند. اگر توجه ما از اينكه كارآفرين كيست به اين منتقل شود كه كارآفرين چه كاری انجاممی دهد،آنگاه تعريف كارآفرينی روشنتر می شود.
 (رونستات ) Ronstadt ( فرآيند كارآفرينی را ايجاد ثروت می داند با اين تعريف، وظيفه شناخت يك كارآفرين به مراتب ساده تر می  شود. كارآفرين فردی است كه يك سازمان مستقل را تأسيس
يا اكتساب كرده يا نمايندگی آن را كسب م يكند. در واقع کارآفرینی فردی حالتی است که فرد کسب و کار مستقلی را ایجاد می کند یا نمایندگی آن را از طریق شناسایی فرصت و بسیج منابع و امکانات لازم به دست

می آورد و تمرکز او بر نوآوری، توسعه فرآیند و ایجاد محصولات یا خدمات جدید است. لذا می توان گفت کارآفرینی فردی فرآیندی است که در آن فرد با اتکا به منابع مالی غالبا شخصی و متکی بر ویژگی های شخصیتی نظیر فعالیت، ریسک پذیری و اهل عمل بودن، اقدام به تاسیس یک کسب و کار جدید می نماید و آن را تا رسیدن به موفقیت هدایت م یکند.
2. کارآفرینی درو ن سازمانی
کارآفرینی درو ن سازمانی، مسئولیت به ثمر رساندن یک خلق نوآورانه در درو ن سازمان است. به عبارت دیگر، کارآفرینی درون سازمانی فرآیندی است که در آن محصولات یا فرآیندهای نوآوری شده از طریق ابقا و ایجاد فرهنگ کارآفرینانه در یک سازمان از قبل تاسیس شده به ظهور می رسند.می توان گفت این نوع کارآفرینی شامل پرورش رفتار کارآفرینانه در سازمانی است که قبلا تاسیس شده و فرآیندی است که محصولات (خدمات)  یا فرآیندی نوآورانه با خلق فرهنگ کارآفرینانه در یک سازمان ایجاد می شود. در این نوع کارآفرینی، یک شرکت یا سازمان، محیطی را فراهم می سازد تا اعضا بتوانند در امور کارآفرینی
مشارکت کنند و طی آن، محصولات یا خدمات یا فرآیندهای نوآورانه از طریق ایجاد فرهنگ کارآفرینانه به ظهور می رسند.
3. کارآفرینی سازمانی
می توان گفت کارآفرینی سازمانی به معنای اجرای فرآیند کارآفرینی در داخل سازمان و با استفاده از خصوصیاتی چون پشتکار، ریسک پذیری، خلاقیت و نوآوری  می باشد که طی آن گروهی از افراد درون سازمان تبدیل به موتور توسعه آن می گردند. به عبارت دیگر، کارآفرینی شرکتی به مفهوم تعهد یک سازمان به ایجاد و مصرف محصولات جدید، فرآیندهای تازه و نظام سازمانی نوین است.

تفاوت کارآفرینی درون سازمانی و کارآفرینی سازمانی در این است که در اولی یک فرد، منشا نوآوری، تحول و کارآفرینی سازمانی می شود، اما در دومی، تمامی اعضای شرکت و سازمان دارای روحیه کارآفرینی

می باشند. این روحیه نوآوری در کل سازمان وجود دارد. 

منبع : اناق بازرگانی ایران ایتالیا